السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
296
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
145 - روايت ولىّاللَّه سهالوى ولىّاللَّهبن حبيباللَّهبن محبّاللَّه سهالوى لكهنوى در بيان فضايل اميرالمؤمنين عليه السلام گويد : « از آن جمله فرمايش پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در حق على است : « أنا مدينة العلم و علىّ بابها . » حاكم از على ، و ابنعمر و ابونعيم در « المعرفة » از على نقل كردهاند كه : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « أنا مدينة العلم و علىّ بابها . » و طبرانى از ابنعبّاس نقل كرده كه فرمود : « پس هر كس دانش را خواهد ، بايد از در آن وارد شود . » و حاكم آن را صحيح دانسته و ابنجوزى انكار كرده و حافظ ابنحجر آن را « حسن » دانسته ، نه صحيح و نه ساختگى . و ترمذى لفظ « الدار » را به جاى « المدينة » نقل كرده است . . . » « 1 » شرح حال او را در « نزهة الخواطر 7 / 527 » آورده و او را به استاد فاضل علّامه ، يكى از اساتيد مشهور وصف كرده است . سپس كتابها و اين كتابش را ذكر كرده است . درگذشت او سال 1270 مىباشد . 146 - اثبات شهابالدّين آلوسى شهابالدّين محمودبنعبداللَّه آلوسى بغدادى در تفسير خود ، « روحالمعانى » ، در بحث دربارهى « ديدن لوح محفوظ » چنين گويد : « در امكان اين امر ، هيچ نزاعى نيست ، و كلام فقط در وقوع آن است ، و آن از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و بزرگان اصحاب مانند صديق و فاروق و ذوالنورين و باب مدينة العلم ، و نقطهى زير باء ، وارد شده است . » شرح حالش صديق حسنخان قنوجى در شرح حال او چنين گويد : « سيّد شهابالدّين محمودبنسيّد عبداللَّهافندى آلوسى زادهى بغدادى ، از
--> ( 1 ) . مرآة المؤمنين خطّى .